سولماز سعیدی : پاکستان
٥ زن در پاكستان زنده به گور شدند
جنايتي ديگر در كارنامه اسلام سياسى
امروز ٥ زن جوان به طور وحشيانه اي قربانى رسم و آيين هاى ضد بشري اسلامى شده و جنايات هولناك ديگري بر كارنامه سياه اسلام سياسى اضافه شد. مجريان اين جنايت هولناك از رهبران ملى و مذهبى پاكستان بودند.
اين ٥ زن در ناحیه شمال غربی پاکستان ( بلوچستان) زنده بگور شدند. برادر کوچک صدیق عمرانی، از استانداران و یکی ازرهبران برجسته حزب مردم پاکستان (حزب حاکم)، عاملين اصلى زنده به گور كردن اين زنان ميباشند. اين در حاليست كه پس از یک ماه که از واقعه میگذرد، پلیس هنوز متهمى را در اين خصوص دستگیر نکرده است.
این قتل ناشی از ناموس پرستی در روستایی دور به نام "بابک کوت" که ٣٠٠ کیلومتر با مركز استان (کویته) فاصله دارد رخ داد.قربانیان این قتل 3 دختر در سنین ١٦ تا ١٨ سال بودند. دو دختر نوجوان محصل كه در کلاسهای ١٠ تا ١٢ درس میخواندند. دو زن دیگرکه یکی عمه فوزیه نام داشت و دیگری مادر یکی از دختران نيز قرباني اين جنايت شوم شدند.
همه این زنان در خانه ای واقع در همین روستا جمع شده بودند برای رفتن به دادگاه مدنی واقع در شهر اوستا محمد تا سه دختر بتوانند با مردانی که
دوست دارند، ازدواج کنند
و این تصمیم آنها بعد از روزهایی سخت و رودر رویی با خانواده برای این موضوع و مخالفت خانواده بوده است.
وقتی خبر نقشه آنها به گوش دیگران رسید، عبدل ستار عمرانی - برادر وزیر- همراه با شش نفر به آن جا رفتند و آنها را با زور اسلحه سوار جیپی با پلاک اتومبیلهای دولتی بلوچستان کردند و به منطقه دوردست "نوآبادی" در حوالی "بابک کوت" بردند
بعد از رسیدن به آنجا، عمرانی و دیگر همدستانش سه دختر بیگناه را که تنها به دنبال زندگی آزاد و انتخاب همسر دلخواه خود بودند، را به زور از داخل ماشین بیرون کشیده و مورد آزارو خشونت فيزيكى قرار دادند. بعد از این شکنجه های حیوانی آنهارا داخل گودالی هل د ادند و در حالی که آنها هنوز زنده بودند روی آنها را با سنگ و خاک میپوشانند. دوزن مسن وقتی برخورد ناعادلانه اين جانوران با دختران را دیدند (در حالی که دختران هنوز زنده بوده و براى نجات خود شيون ميكشيدند) تلاش كردند مانع اجراي اين عمل پليد شده و براى نجات اين دخترها تلاش ميكردند. اما عمران و همراهانش با سقاوت و بيرحمى بي نظيرى آن دو زن را نیز به داخل گودال هل دادند و آنها را نیز زنده به گور کردند.
کسب اطلاعات دقیقتر مشکل است، چرا که پس از گذشت یک ماه، پلیس هنوز این پرونده را به ثبت نرسانده است. وزیر استان چنان پرنفوذ است که پلیس جرأت نمیکند جزئیات قتل را آشکار کند
.
خانواده قربانیان نیز از هنگام وقوع حادثه خانه خود را ترک کردهاند و معلوم نیست که در کجا ساکن هستند.
نماینده مردم بلوچستان در خصوص اين فاجعه جنايتكارانه اعلام کرد:
من از ادامه یافتن چنين اقداماتى حمایت می کنم. تنها کسانی که تن به اعمال غیر اخلاقی میدهند باید نگران اینگونه مجازات باشند." اين يعنى فرمان جهاد دادن به هر مردي كه با هر دليلى بتواند همسر يا دخترش را به قتل برساند.
این نه اولين و نه آخرين اتفاقى است که در بلوچستان و به دست جانوران اسلامى بلوچ و افراد با نفوذ در دولت رخ میدهد. چنين جنايتى را یک سال و چند ماه پیش نیز داشتیم. فرار دختری بلوچ برای ازدواج با مرد مورد علاقه خود که منجر به قتل اش شد. عمویش وکیل مهم و سرشناسى در بلوچستان بود . بعد از یک سال زندگی پدر دختر، دخترش را همرا با شوهر و فرزندی که در شکم داشت به قتل رساند. هنوز هیچ یک از قاتلان دستگیر نشدند و حتی دادگاه نیز این پرونده را با ترساندن خانواده پسر به نفع خانواده دختر ناتمام بست.
سالانه هزاران زن به دست اسلام سياسى در كشورهاي مختلف اسلام زده به قتل میرسند و قاتلان آنها هنوز در جامعه میگردند زیرا دلیل قتل بر اساس آيه هاي قرآني و سنت هاى اسلامى است. در نزد جانيان اسلامى غيرت و ناموس پرستي مجوزى براي صدور قتل محسوب ميشود. با اين مجوز فجيع ترين جنايات را انجام ميدهند. مناطقي چون بلوچستان پاكستان مركز صدور فله اى اينگونه مجوزهاي جنايت است. سالانه زنان و دختران زيادي زير پنجه هاي خشن اسلام سياسي زندگي شان درو ميشود.
متاسفانه سالیان درازیست در این کشور حق و حقوق زنان پای مال میشود
زنان و دختران زیادی به قتل میرسندو عده زیادی خسته از این نابرابری دست به خودکشی میزنند.
اما این حق کشی ها و مرد سالاری در منطقه بلوچستان پاکستان بیش از حد به چشم میخورد.
اینبار قربانی این جهالت و نابرابری 5 زن بودندد که تنها گناهشان درخواست داشتن حق انتخاب همسر و طرف داری از این حق بود. انتخابی که حق مسلم هر زن و دخترست, و متاسفانه در این کشور و مناطق قبیله ای از جمله بلوچستان خبری از این حق نیست. دختران را مانند برده به خانه شوهر میفرستند. دختران اجازه انتخاب ندارند و انتخاب شوهر آنها بر عهده پدر و افراد خاندان و خانواده دختران است، حتی بدون اینکه دختررا خبردار کنند که اورا شوهر میدهند، و زجر آور تر از همه اکثر در این مناطق دختران را در سنین کوچک شوهر میدهند. دختران در این مناطق اجازه تحصیل و رفتن به مدرسه را ندارند زیرا بنا به گفته مردم این مناطق اگر دختر پایش بیرون از خانه باز شود دیگر به درد خانه نمی خورد و باید بمیرد زیرا دریده و پر رو میشود.
بسیاری از این دخترانی را که به زور شوهر میدهند همان شب اول خود کشی میکنند و عده اى با ترس از خانواده تن به ادامه اینگونه زندگی ها میدهند.
و اگر هم دختری در برابر این خواسته های نابجای خانواده بایستد شاید آینده ای اینچنین در انتظارشان باشد.